تبلیغات
صادق آنلاین
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

کدام مردم؟

«تعجب جناب حداد عادل از وضعیت فرهنگی شمال ایران به گونه‌ای است که گویی ایشان یک توریست خارجی هستند و به تازگی وارد کشور شده‌اند. حیرت ایشان ناشی از رویارویی بی‌واسطه‌شان با مردم و اجتماع پیرامون است.

اتفاقی که برای مسئولان و دولتمردان ما به ندرت رخ می‌دهد. درک آن‌ها از مردم عموماً محدود و بسته است و به معاشرین و محیط‌هایی وابسته است که دوستان در برنامه روزانه‌شان به آن‌ها رفت آمد می‌کنند. گروهی از آن‌ها مردم را تنها در صفوف نماز جمعه، هیئت‌ها و حسینیه‌ها و مجالس سخنرانی درک می‌کنند و گروهی دیگر مردم را تنها در قالب حاضران در کنسرت‌ها و صف‌های سینماها و محیط‌های دانشجویی می‌بینند. هر کدامشان تصویری واژگون و معلق از مردم و خواسته‌هایشان دارند و بدتر از آن که، گاه با اعتماد به نفسی شگفت انگیز از خواسته‌های مردم داد سخن می‌دهند، کدام مردم؟

آن‌ها به خاطر نوع مشاغل و دغدغه‌هایشان فرصتی برای حضور در کوچه و خیابان و میان مردم عادی ندارند، آن‌ها در میان مسئولیت‌های رنگارنگشان و در مورد نمونه‌هایی مثل جناب حداد عادل دل‌مشغولی‌های آکادمیکشان فرصتی برای گشت زدن در میان مردم را ندارند. آن‌های غروب تابستانی از خانه‌های زیبایشان که عموماً در شمال شهر تهران است بیرون نمی‌آیند و به پارک‌های شلوغ مرکز و جنوب شهر نمی‌روند. گذرشان به مراکز خرید شهرهایشان نمی‌افتد. وقت این کارها را ندارند. آن‌ها در پوزیشن یک دولتمرد پرمشغله خود را غرق کرده‌اند و از مصاحبت با نخبه‌ها و هم‌رده‌های خود لذت می‌برند. آن‌ها تصورشان از این جامعه‌ی رنگ به رنگ متعلق به سال‌ها پیش است. آن‌ها وقت نمی‌کنند در پیاده روها و میادین شهر قدم بزنند و بفهمند که نماینده و دولتمرد کدام مردم هستند.

آن‌ها از نبض جامعه به دورند. تحلیل آن‌ها از پوشش جوانان و روحیاتشان و چالش‌های اجتماعی، برگرفته از بولتن‌های محرمانه‌ای است که در گذر از فیلتر مغرضانه راویان به آن‌ها می‌رسد. برای همین هم هست که آن اتفاق خنده دار رخ می‌دهد و آن نماینده سرشناس مجلس در بدترین روز وکالت خود برای بقیه نمایندگان تصاویر گزینش شده از ساپورت پوشی بانوان پخش می‌کند و اندکی خنده و شوخی را به مجلس هدیه می‌کند. گویی این دوستان فرصتی برای قدم زدن در شهر خود ندارند تا ببینند چنین گزارشاتی تا چه اندازه تحریف شده و مبالغه آمیز است.

مسئولان و دولتمردان ما باید فرصتی برای غوطه خوردن در میان عامه مردم را داشته باشند. باید وقت داشته باشند تا در فرصت میان فلان جلسه مجلس و فلان جلسه دولتی تا عزیمت در اتومبیل‌های ضد گلوله برای افتتاح فلان پروژه صنعتی و حضور در بهمان کنسرت موسیقی فاخر، زمانی را هم در خیابان‌های شهر قدم بزنند. در کتاب فروشی‌های خیابان انقلاب، مرکز خرید نازی آباد، پارک خزانه، امامزاده داوود، پارک جمشیدیه، بازار تهران، مهدیه، پردیس ملت، مترو، اتوبوس، رستوران‌ها، ساندویچی‌ها، سینماها و... با مردم درد دل کنند، با مردم واقعی، با مردم از همه رنگ، میلیون‌ها نفوسی که در این تهران و دیگر شهرهای کشور زندگی می‌کنند.

چرا بر تصورات اشتباه و ناقصمان از مردم اصرار داریم؟ مردمی که قرار نیست مطابق با برداشت‌های شما باشند. این شما هستید که باید هر چه زودتر درک درستی از آن‌ها به دست بیاورید. مردمی که در خیابان‌های شهرهای شلوغ ما، برای زندگی کمی بهتر در تقلا هستند.»

آرش خوش‌خو


سه شنبه 28 مرداد 1393 | 14:27 | سیاست | ()


بی‌حجاب‌ها را به دریا بریزید!

مجلس عزیز شورای کشورم برای جلوگیری از تحدید نسل، علاوه بر ممنوعیت اعمال جراحی مرتبط مردانه و زنانه، مجازات زندان در نظر گرفته است! چندی پیش هم در مورد عفاف و حجاب نگران شده و نمایندگانی عکس‌هایی از ساپورت پوشی و اندام دختران و زنان را در خانه‌ی ملت به نمایش گذاشته‌اند.

بنده هم به سهم خودم برای ترویج حجاب و رفع کامل بی‌حجابی پیشنهاداتی برای نمایندگان دارم.

۱- مهر بی‌حجابی
در مرحله‌ی اول باید گروهی مأمور به زدن مهر بی‌حجابی شوند. به این ترتیب که وقتی در سطح شهر، فرد بی‌حجابی مشاهده شد علاوه بر تذکر جدی به ایشان، مهر مخصوص غیرقابل شستشویی را به بدن بی‌حجاب زده تا برای دفعات بعد قابل تشخیص باشد.

۲- موتراشی
باید غرفه‌های موتراشی در سطح معابر راه اندازی شود. در این غرفه‌ها موی فرد بی‌حجابی که قبلاً به راه راست هدایت شده و روی بدنش مهر بی‌حجابی خورده ولی همچنان بی‌حجاب است، نسبت به‌شدت بی‌حجابی، با شماره‌های صفر، ده و بیست تراشیده و یا در صورت فجیع بودن وضعیت حجاب، با ژیلت ریشه کن شود.

۳- زندان
همانا بهترین و آسان‌ترین راه زندان است. اگر فرد بی‌حجابی با مهر بی‌حجابی و موی تراشیده، رؤیت شد بلافاصله دستگیر و به مدت شش ماه تا یک سال زندانی شود.

۴- جریمه‌ی نقدی
اگر اقدامات بندهای فوق کارساز نبود، فرد بی‌حجاب مبلغی برابر تعداد تارهای مویش، شتر نر بالغ، به‌صورت نقد جریمه می‌شود.

۵- دریاریزی
در صورتی که فرد بی‌حجاب پا را از حد فراتر گذاشته و کماکان اصلاح نشود، به محض رؤیت و با بالگرد، به وسط نزدیک‌ترین دریا برده شده و از فاصله‌ی بیست متری، در آن رها شود.

*   *   *


ما خیلی راحت برای خودمان دشمن تراشی می‌کنیم، به نظرم قشر مذهبی باید در برخورد با افرادی که بد حجاب می‌داند، تجدید نظر کند.
و چند نکته:

* بدحجابی بد است، فضای جامعه باید سالم باشد و کسی نباید فضای عمومی را تخریب کند.

* باید حساب مردم از سه گروه جدا شود: خانم‌هایی که کارهای بد انجام می‌دهند؛ خانم‌های عضو شبکه‌های مانکن‌ها و آن‌هایی که عامدانه لجبازی می‌کنند.

* با عموم مردم با مهربانی، محبت، سماحت، زبان نرم، با روی خوش، با مدارا برخورد کرد و طبق فرموده رهبری مبنای برخورد حکومت با مردم محبت و مهربانی باید باشد حتی اگر افرادی ظاهر زننده داشته باشند.

* با آن‌هایی که عمد دارند و فضای جامعه را سازمان یافته تخریب می‌کنند، باید به صورت قانونی از طریق تشکیل پرونده در قوه قضاییه و به حکم قاضی برخورد شود.

* محال است شخصیت کسی را تخریب کرد و او حرف خوبی را از تخریب کننده بپذیرد!

* جالب نیست همان‌هایی که در روز قدس، عکس و فیلمشان تیتر یک رسانه‌هاست، گشت ارشادی‌اند؟!


شنبه 25 مرداد 1393 | 08:36 | دین نوشت | ()


وقتی مریض می‌شوی...

وقتی مریض می‌شوی،
احساس می‌کنم قلبم رقیق می‌شود،
احساس می‌کنم دلم نازک می‌شود.

مریض نشو! لطفاً مریض نشو!!
وقتی مریض می‌شوی، تمام چراغ‌های خانه خاموش می‌شود؛
وقتی مریض می‌شوی، دوست دارم «جان کافی»ات بشوم و تمام دردهایت را برای خودم ببلعم...

وقتی مریض می‌شوی...
دلم برای اذیت‌هایت تنگ می‌شود، دلم تنگ می‌شود برای پریدن‌هایت روی سرو صورتم، دلم تنگ می‌شود برای وقتی که از خستگی افتادم و تو به زور بلندم می‌کنی که یکی از دسته گل‌هایت را نشانم دهی!

مریض نشو...
وقتی مریض می‌شوی حاضرم هر چه دارم برای خوب شدنت بدهم.

مریض نشو که مریضی‌ات مریضم می‌کند...


دوشنبه 13 مرداد 1393 | 20:11 | محمد طاها | ()


نژادپرستی مذهبی!

ما، یعنی مایی که ادعای مذهب داریم، خودمان را برتر می دانیم، خودمان را نژاد برتر می دانیم! چون ریش داریم، چون چادر داریم، چون نمازمان را اول وقت می‌خوانیم، چون هنگام حرف زدن بسم الله و مخلفاتش از دهانمان نمی‌افتد، اصلاً ما بهشتی هستیم چون به ولایت فقیه اعتقاد راسخ داریم. ما بهتر از بقیه هستیم چون عاشق امام رضا هستیم، چون در راهپیمایی‌ها و انتخابات شرکت فعال داریم.

توی ذهن خودمان خیلی دلیل داریم که بله ما به خدا نزدیک تریم، اگر مثلاً یک دختر بد حجاب ببنیم بی محاسبه ما از او به خدا نزدیک تریم و باید به او تذکر بدهیم تا به راه راست که راه ماست هدایت شود!

ولی از دید من این‌ها به تنهایی پشیزی نمی‌ارزد!! هنگامی که ما ارزش‌های انسانی و اخلاقی را به هیچ می‌انگاریم! وقتی مثل آب خوردن دروغ می‌گوییم، وقتی کارمان را درست انجام نمی‌دهیم، وقتی بی نظمیم، وقتی از زیر کار در می‌رویم، وقتی امانت دار خوبی نیستیم، وقتی غیبت می‌کنیم و وقتی به هیچ وعده‌ای عمل نمی‌کنیم، وقتی پارتی بازی برایمان عادی است، وقتی بی هدف وقت می‌گذرانیم، وقتی بی اخلاقیم و وقتی ارزشی برای انسان‌های دیگر قائل نیستیم.

دلم پر است از خودمانی که ادعایمان گوش فلک را کر کرده...


شنبه 4 مرداد 1393 | 22:53 | روز نوشت | ()


ترانه‌های خدایی

اگر فعلاً دعوای حلال یا حرام بودن؛ خوب یا بد بودن موسیقی را بی‌خیال شویم و به همین بسنده کنیم که رهبری فرمود: یکی از راه‌های مقابله با تهاجم فرهنگی [البته با شرایطی] می‌تواند موسیقی باشد؛ این پست حاوی پانزده ترانه از خواننده‌های مختلف در مورد خداست.
اگر شما هم ترانه‌ای دارید که در مورد خداست و در این فهرست آورده نشده، لطفاً مرا مطلع کنید. برای دانلود به صفحه‌ی دانلود ترانه‌ها در گوگل درایو مراجعه و آن‌ها را دانلود کنید.

۱- با اجازه‌ی خدا – مسعود مرادی
۲- با اجازه‌ی خدا – رضا صادقی
۳- با تو می‌خندم – رضا صادقی و شهاب رمضان
۴- دوست دارم خدا – رضا صادقی
۵- امروز هنوز تموم نشده – حامد محضر نیا
۶- اضطراب – محمد علیزاده
۷-  خدا – علی صدیقی
۸-  خدا باهام به هم زده – محمد علیزاده
۹-  خدا همین وراست – الیاس صالحی
۱۰-  خدایا – علی لهراسبی
۱۱-  خدایا – مازیار فلاحی
۱۲-  میشه نگام کنی – محمد علیزاده
۱۳- نگران منی – مرتضی پاشایی
۱۴-  یا تو یا بازم تو – پویا بیاتی
۱۵-  یکی همیشه هست – میثم ابراهیمی


سه شنبه 24 تیر 1393 | 06:39 | روز نوشت | ()


چالش‌های پیش روی مسئول جدید بسیج دانشجویی استان فارس

اوایل تیرماه طی حکمی از سوی فرمانده سپاه فجر فارس، اسماعیل قزلسفلی که پیش از این مسئول بسیج رسانه استان بود به عنوان مسئول سازمان بسیج دانشجویی استان فارس انتخاب شد. قزلسفلی سابقه مسئول فرهنگی و مسئول تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی فارس را نیز در کارنامه خود دارد.

این‌ها چالش‌های پیش روی مسئول جدید به نظر من است:


 

ریزش بدنه‌ی دانشجویی
غیر واقع بینانه نیست اگر ریزش بدنه‌ی دانشجویی در سال‌های اخیر را از عمده مشکلات فعلی بسیج دانشجویی بدانیم. بی شک دانشجویان هم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت در سال‌های گذشته اقبال بیشتری به بسیج دانشجویی نشان داده‌اند. این مشکل دلایل زیادی دارد که در این مطلب نمی‌گنجد اما قطعاً وجود یک راهکار مناسب برای مهار این شبه بحران ضروری به نظر می‌رسد. مسئول جدید بسیج دانشجویی باید با همفکری و همیاری اعضای فعال فعلی و در فرصت مغتنم تابستان و تعطیلی دانشگاه‌ها راهکارهای فوری برای توقف این ریزش و حرکت عکس آن یافته و اجرایی نماید.

 

نفوذ و مصادره رادیکال‌ها
بسیج دانشجویی به دلیل ساختار و استقلال تشکیلاتی و همچنین امکانات، تجهیزات و بودجه همیشه مورد تهاجم رادیکال‌ها بوده است. اتفاقی که چند سال پیش افتاد و در برهه ای مسئول بسیج استان حضور رادیکال‌های دانشجو نما را در فعالیت‌های بسیج دانشجویی ممنوع کرد. حال و با تغییرات به وجود آمده، عده ای رادیکال افراطی برای تصاحب و مصادره‌ی بسیج دانشجویی نقشه‌ها در سر دارند. چه بهتر که مسئول بسیج دانشجویی استان با بررسی و شناسایی، راه را برای نفوذ و مصادره‌ی این گونه افراد ببندد و بسیج دانشجویی را از مهلکه ای که فرجام غیر قابل توصیفی دارد، برهاند.

 

کادر ناهماهنگ و گاهی خسته
یکی از مشکلات همیشگی بسیج دانشجویی در سطح کشور، وجود نیروهای رسمی ناهماهنگ بوده است. ضمن احترام به تمام نیروهای رسمی که در بسیج دانشجویی استان مشغول فعالیت هستند به نظر می‌رسد باید در گام اول تغییری اساسی در شرح وظایف و در گام دوم تزریق نیروهای جوان و هماهنگ در دستور کار مسئول جدید بسیج دانشجویی استان قرار گیرد.

نیروی های ناهماهنگ علاوه بر سنگ اندازی در فعالیت‌های دانشجویی و انتقال خستگی؛ با ایجاد دافعه موجب دل‌زدگی فعالین بسیج دانشجویی نیز می‌شوند.

 

دانشجویان مخالف سپاه
وجود سپاه و اتصال بسیج دانشجویی به سپاه برای عده ای هیچ گاه مورد پسند نبوده است، عده ای که گاه در اردوگاه مخالف بوده و مخالفتشان را با عنوان «فعالیت نظامی‌ها در دانشگاه» عنوان می‌کرده‌اند، و گاه در خود بسیج دانشجویی به مخالفت با سپاه می‌پردازند! البته سپاه به هیچ عنوان به طور مستقیم در فعالیت‌های دانشجویی دخالت نکرده و نمی‌کند اما نظارت و اتصال بسیج دانشجویی به سپاه یکی از نقاط قوت آن است. همان طوری که رهبر انقلاب در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی در اردیبهشت 86 فرمودند: «آیا سپاه صرفاً یک سازمان نظامی است؟ نه، سپاه نماد مقاومت انقلابی و شجاعانه است؛ این هرگز فراموشتان نشود. شما خیال نکنید که سپاه صرفاً یک سازمان نظامی است؛ آن وقت یک عده هم بیایند بگویند: سپاه یک سازمانِ نظامی است، ما که نظامی نیستیم! نه، سپاه فراتر از یک سازمان نظامی است.»

حال عده ای با عناوین مختلف این مخالفت با سپاه را ابراز کرده و برای مسئول بسیج دانشجویی استان خط و نشان می‌کشند. توجیه افراد یا عدم امکان بسط این تفکر اشتباه نیز از اقداماتی است که مسئول بسیج استان می‌تواند انجام دهد.

 

 فعالیت‌های گزارش کاری
یکی از مشکلات نهاد های فرهنگی در کشور وجود گزارش کارهای غیر واقعی و گاهی دروغ آلود است، امری که بسیج دانشجویی نیز تا کنون گرفتار آن است. گزارش‌هایی که همه خوب هستند و خیلی عجیب است این همه گزارش کار فرهنگی در دانشگاه‌ها بی اثر مانده است!

حال و با تغییر مدیریت بسیج دانشجویی استان، این خطر بیشتر احساس می‌شود و فرو افتادن در گرداب «فعالیت‌های گزارش کاری» برای بسیج دانشجویی استان خطری جدی محسوب می‌شود. فعالیت‌های گزارش کاری در آینده ای نزدیک و در صورت عدم رسیدگی فوری، تنها سرابی از بسیج دانشجویی استان به نمایش خواهد گذاشت.


پس نوشت:
• به نظرم کار درست را باید انجام داد!
• اختلاف سلیقه باعث ناراحتی نیست.


پنجشنبه 19 تیر 1393 | 19:28 | خبری، تحلیلی | ()


كُن فَیَكُون مخصوص خداست!

اینایی که دوست دارن وقتی می گن شو، بشه!! احساس می کنن اگه بگن بشه، می‌شه! و اگه نشد، همه مقصرن جز خودشون!! بعد هم از زمین و زمان طلبکارن که ما گفتیم بشه نشد! من چه قدر بگم؟ چرا نمی‌شه؟!


چهارشنبه 18 تیر 1393 | 19:39 | ژانر نوشت | ()


واقعیت آدم‌ها

هر روز صبح سر کار می‌رویم و به خانه بر می‌گردیم. اگر روزی اتفاق خاصی بیفتد، چهره دیگری از خودمان نشان می‌دهیم و اطرافیان، ما را بهتر می‌شناسند.

عده‌ای در اتاقی نشسته‌اند و در باره موضوعی حرف می‌زنند، وقتی می‌خواهند بیرون بروند به هم تعارف می‌کنند؛ ولی وقتی اتاق آتش بگیرد، دیگر آدم‌ها تعارف نمی‌کنند. هر کسی چهره واقعی‌اش را نشان می‌دهد؛ یک نفر دیگران را قربانی می‌کند که از اتاق بیرون برود، دیگری فداکاری می‌کند تا دیگران سالم بمانند.

*بخشی از یادداشت حمید رضا شاه آبادی (نویسنده) در ماهنامه «داستان»



می‌خواستم بنویسم: عصبانی نشدن و خوب بودن در شرایط معمولی هنر نیست. کنترل خود را از دست ندادن وقتی زندگی عادی است، چیز خاصی نیست. آدم‌ها موقعی شناخته می‌شوند که فضا بحرانی شود، موقعی خود واقعی‌شان را نشان می‌دهند که در وضعیتی بغرنج و غیرمعمولی قرار بگیرند.

می‌خواستم بنویسم: چه می‌شد یاد می‌گرفتیم در بدترین شرایط و در لحظات طوفانی، آرامش خودمان را حفظ کنیم و به دیگران آسیبی نرسانیم.

می‌خواستم این‌ها را بنویسم و چیزهایی دیگری از همین جنس، که این یادداشت را خواندم. هر چه می‌خواستم بنویسم، نوشته بود.


دوشنبه 16 تیر 1393 | 18:18 | روز نوشت | ()


در جستجوی حقیقت

رکعت سوم نماز جماعت ظهر است، امام جماعت بعد از سجده‌ی دوم شروع می‌کند به خواندن تشهد؛ بعضی نمازگزاران نیم خیز می‌شوند، بعضی می‌نشینند و بعضی بلند بلند الله اکبر می‌گویند. امام متوجه اشتباهش می‌شود و فوری برمی‌خیزد.

نماز که تمام می‌شود و تا امام، سلام نماز را می‌دهد، میکروفون به دست می‌گیرد و بعد از عذرخواهی و تشکر از نمازگزارانی که تذکر داده‌اند می‌گوید این هم یکی از اصول اسلامی است که تا نباید دنباله رو محض امام بود، امام هم اشتباه می‌کند و وظیفه‌ی پیروان است که به او تذکر دهند.

من این نوع امام جماعت را دوست دارم حتی اگر اشتباه کند... من این نوع رهبر را دوست دارم حتی اگر اشتباه کند... رهبری که اشتباهش را متوجه می‌شود، از تذکر عصبانی نمی‌شود، از کار اشتباهش عذرخواهی می‌کند، درصدد رفع اشتباه بر می‌آید و از کسانی که به او تذکر داده‌اند قدردانی می‌کند!

همیشه دلیلی هست که بتراشیم و بگوییم اشتباهی رخ نداده! مثل همان امام جماعتی که اشتباه خودش را گردن نمازگزاران و عدم معنویت آن‌ها می‌انداخت و مشکلی متوجه خودش نبود! همیشه آدم هایی هستند که توجیه کنند و به هر شکلی، امام جماعت را از اشتباه مبرا کنند، اما «حقیقت» چیز دیگری است...


دوشنبه 9 تیر 1393 | 16:07 | دین نوشت سیاست | ()


چرا قرض‌الحسنه؟

احتمالاً همه دوست دارند کارهای خوبی انجام دهند، کارهای خوبی که هم به درد خودشان بخورد و هم به دیگران سودی برساند، هم در این دنیا کارساز باشد و هم توشه ای برای آخرت. قرض‌الحسنه از این نوع کارهاست.

پس اندازی برای خودمان
شاید در کنار تمام مخارج، مقداری هزینه را کنار بگذاریم تا پس اندازی داشته باشیم تا اگر جایی نیاز شد از این پس انداز استفاده کنیم. قرض‌الحسنه این پس انداز را برایمان نگه می‌دارد!

کمکی برای دیگران
با در اختیار قرار دادن هزینه‌ی پس انداز در قرض‌الحسنه می‌شود گرهی از مشکلات زندگی دیگران باز کرد، می‌شود به دیگران کمک کرد، می‌شود منشأ خیر شد.

وامی بدون سود و بی دردسر
در کنار این‌ها، قرض‌الحسنه که با کمک مالی افراد تأسیس شده، در مواقع نیاز به ما کمک می‌کند و وامی بی دردسر و بدون سود در اختیار ما قرار می‌دهد.

وام نیکو
حدود دو سال پیش در همین وبلاگ نوشتم «یک پیشنهاد؛ صندوق قرض‌الحسنه مجازی!» حال این پیشنهاد رنگ واقعیت به خود گرفته؛ «وام نیکو» یک صندوق قرض‌الحسنه دوستانه است که چند روزی می‌شود کارش آغاز شده. اگر دوست دارید به وام نیکو بپیوندید قوانین و پرسش و پاسخ‌های وبلاگ «وام نیکو» را بخوانید، پنج مرداد آخرین فرصت عضویت در وام نیکو است.
نکته‌ی نهایی این که مسائل مالی دوستی بردار نیست و استثنایی برای اجرا وجود ندارد. امیدوارم دوستی‌ها همیشه پایدار باشد.


دوشنبه 2 تیر 1393 | 06:32 | وام نیکو | ()


  • تعداد کل صفحات : 92 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات