تبلیغات
صادق آنلاین - چگونه چاپخانه رایگان داشته باشیم؟!
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

چگونه چاپخانه رایگان داشته باشیم؟!

شما یک انتشاراتی دارید، غیر از خرید دستگاه چاپ و صحافی، هزینه های زیادی را باید متحمل شوید؛ هزینه‌ی دفتر و چاپخانه و مهم‌تر از همه نیروی انسانی. چه می‌شود کرد!؟
کمی فکر می‌کنید و برق از چشمانتان می‌گذرد، راهی که هم هزینه‌ی خرید دستگاه‌ها را در بیاورید و هم از شر هزینه‌ی تعمیراتش خلاص شوید، هم نیازی به پرداخت اجاره نباشد، هم این که نخواهید بابت چاپ و صحافی کتاب‌ها به کارگری پول پرداخت کنید! تازه علاوه بر این‌ها انتشارات را حفظ کنید و مثل قبل کتاب چاپ کنید و حالش را ببرید!
در این لحظه خیلی از خودتان خوشتان می‌آید و از این فکری که به ذهنتان رسیده لذت می‌برید! و آماده‌ی یک مخ زنی اساسی می‌شوید.
به مسئول یک نهاد فرهنگی می قبولانید که مجموعه‌اش حتما نیاز به دستگاه‌های چاپ و صحافی دارد! خب تا این جا به راحتی دستگاه‌ها را به این نهاد فرهنگی که شاید مشکل مالی هم داشته باشد، فروخته و کیف می‌کنید!
حالا موقع شلیک نهایی است، مسئول محترم را راضی می‌کنید که چاپ کتاب‌های انتشارات شما را هم در کنار کارهای همان نهاد فرهنگی بپذیرد و در مقابل شما درصدی به همان نهاد فرهنگی پرداخت کنید! این جوری حتی اگر نهاد فرهنگی محترم کتابی برای چاپ نداشته باشد، ضرر نمی‌کند و شما درصدی به آن‌ها پرداخت کرده‌اید! و این همه پولی که بابت خرید دستگاه های شما متحمل شده‌اند را دور نریخته‌اند!
تمام! حالا دیگر هزینه‌ی تعمیرات دستگاه‌ها به عهده‌ی شما نیست! قرار نیست اجاره‌ای پرداخت کنید! حقوق نیروی انسانی محترم را هم نهاد فرهنگی پرداخت می‌کند! شما راضی، مسئول نهاد فرهنگی راضی، گور بابای ناراضی!
البته واضح و مبرهن است که نگارنده از اتفاقات واقعی اطلاعی ندارد و هر چه در بالا نوشته شد حاصل تخیلاتش می‌باشد؛ این خیلی بعید است که یک نفر بخواهد یک نهاد فرهنگی را این طوری بچاپد و حتماً هیچ مسئول نهاد فرهنگی‌ای این قدر ساده نیست که به راحتی خام چنین تردستی پیش پاافتاده‌ای بشود! و مدیونید اگر فکر کنید که این جملات آخری طنز یا شوخی است!!


چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 16:00 | روز نوشت | ()


عزیز
یکشنبه 17 فروردین 1393 22:54
سلام سال نو مبارک
به خودشم(م.م)گفتی؟
تازه بنده خدا مدعیه که قبلیا یعنی امثال بنده سوء استفاده کردیم
خوشم میاد از خودم که سریع به طرف مقابل میگم رو در رو صحبت کنیم اما...
پاسخ صادق : سلام، سال نو شما مبارک.
شخصا خیر ولی ظاهرا دوستانی گفته اند.
پناه بر خدا...
101
سه شنبه 20 اسفند 1392 09:48
والله اعلم
محمد امین
جمعه 16 اسفند 1392 12:08
آفرین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات