تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب شهریور 1397
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

تناقض، عاقبت کار دستتان می‌دهد!

مگر نمی‌گفتند و نمی‌گویند حکومت یزید فاقد مشروعیت بود؟ چون هم یزید فاسق بود و هم به ارزش‌های پیامبر پایبند نبود؛ مگر نه این که قاضی شریح که سابقه قضاوت در حکومت حضرت علی (ع) داشت، امام حسین (ع) را خارج از دین خواند؛ مگر نه این که خودتان برای هر اتفاق یک مشابهت تاریخی پیدا می‌کنید و خود را به جبهه‌ی حق می‌چسبانید!

مگر نه این که ظلم به هر کس و به هر روشی، گناهی نابخشودنی است، مگر نه این که از آه مظلوم باید ترسید؟! مگر نه این که دروغ کلید بدی‌هاست و مگر نه این که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید؟!

تمام حرف‌ها و شعارها را توی مغز و گوشمان کردید و حالا خودتان بر خلاف تمام شعارها عمل می‌کنید! اکنون نسلی تربیت کردید که به زودی تمام تناقض‌ها را در مغز و گوشتان فرو می‌کند و اگر تصمیمی نگیرید و کاری نکنید، روزی که ازش می‌ترسید و گمان نمی‌کنید نزدیک باشد، نزدیک خواهد بود!!


چهارشنبه 28 شهریور 1397 | 17:48 | روز نوشت | ()


عشق فلسفی!

عشق... بعضی می‌گویند گناه است؛ یعنی اگر انسانی، انسانی را دوست بدارد خدا آزرده‌خاطر می‌شود، آن‌ها می‌گویند عشق حریم و حدود الهی را به هم می‌ریزد و بارگاه الهی از آتش عشق به لرزه می‌افتد!

به راستی عشق این چنین است؟ یعنی عشق... خود خود عشق... اصلاً عشق چیست؟!

حد بالای دوست داشتن یا نهایت علاقه یا ... یا وقتی دلمان با دیدن کسی قنج می‌رود؟ یا ندای درونی که کمی تا حدودی دست و پایمان را می‌لرزاند؟ یا این که دوست داریم کسی را به آغوش بکشیم؟ یا نمی‌خواهیم ناراحتی‌اش را ببینیم؟ یا می‌خواهیم وقتمان را بیشتر و بیشتر با او بگذرانیم؟ یا شاید تمام این‌ها با همدیگر ما را منفجر کند...

البته شعرا و ترانه‌سرایان تعاریف متعددی از عشق ارائه کرده‌اند: عشق یعنی وقتی که دستتو می‌گیرم / مطمئن باشم که از خوشی می‌میرم.

با در ضبط تاکسی شنیدم که: میگن عشق همینه همین حرف‌های ساده که آدم نمیدونه کجا دل به کی داده / همون قدر که تو میخواییش همونقدر بخوادت باهات راه بیاد حتی با پاهای پیاده

یکی دیگر هم می گوید: همینکه بدیاتو دیدم ولی نشد بد بشم همینکه میگم بمونو همینکه زندگیم تویی / وقتی تو هر شرایطی بازم همه چیم تویی تویی زندگیم تویی اینا یعنی عشق


اصلا عشق هرچه که می‌خواهد باشد اما یکتا هم هست؟

یعنی می‌شود درحالی‌که دست و دلت برای کسی می‌لرزد، کس دیگری رد شود و دست و دلت جور دیگری بلرزد؟ اصلاً شاید هر دست و دل لرزیدنی عشق نباشد! حرکات موزون باشد! شاید هم کسی از سرما بلرزد... البته بنده خدایی می‌گوید به جهنم که می‌لرزید! بروید جای گرم که نلرزید!! *(صحبت‌های رئیس جمهور خطاب به منتقدان)

عشق سه نفره و چهار نفره و بالاتر چه طور؟ می‌گویند بعضی آدم‌ها دل‌گنده‌اند، احتمالاً این آدم‌ها دلشان جاهای بیشتری برای معشوق دارد! یعنی هم‌زمان چند نفر توی دلشان جا می‌شود!

بدنتان گزگز می‌شود، بدتان می‌آید یا قلقلکتان می‌شود؟ حالا چه کسی گفت عشق همان عشق است؟ عشق همین عشق است! همین دوست داشتن، مهربانی، کمک، همیاری، همکاری، بنی‌آدم اعضای یکدیگرند و غیره.

سنت دنیا همین است دیگر... اگر کسی را دوست نداشته باشی نمی‌توانی باهاش زندگی کنی، کار کنی، خوش بگذرانی...

بزرگان می‌گویند اگر قلبت سرشار از عشق به فرد شد رحمانی می‌شود! *(تفسیر سوره حمد امام) یعنی عشق به آدم‌ها همان خدایی شدن است!! این که بی‌محابا انسان‌ها را دوست بداریم و تا می‌توانیم بهشان عشق بورزیم خودش نوعی عبادت است!

دلمان این قدر گنده شده تا به جز همین چند تا دور و بری‌ها، آدم‌های بیشتری را تویش جا بدهیم؟! یا آن قدر کوچک است که حتی خودمان را هم دوست نداریم؟!

عشق...

* متنی که برای کارگاه نویسندگی نوشتم.


سه شنبه 6 شهریور 1397 | 17:18 | روز نوشت | ()


← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات