تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب سیاست
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

سوم تیر، چهل سال بعد از انقلاب!

مگر ما از انقلاب و ارزش‌هایش چه می‌دانستیم؟! چه می‌فهمیدیم عدالت چیست و استقلال کدام است؟ مبارزه با استکبار چه شکلی است؟ ساده زیستی کدام است؟ کار و تلاش شبانه‌روزی چیست؟ چه می فهمیدیدم این انقلاب چگونه و کجا باید برسد به ظهور امام زمان؟ فقط یک مشت حرف و شعار شنیده بودیم و توهماتی ذهنی داشتیم!!

تا همان موقع چپ و راست توی گوشمان خوانده بودند که آقا تنهاست و رئیس جمهورین هاشمی و خاتمی آنی نبودند که باید باشند و آن‌طور که باید همراه رهبری نبوده و منویات ایشان را اجرا نکردند.

قضایای مجلس ششم و دولت دوم خاتمی که برایم خیلی واضح‌تر است، انشقاق در رأس و فروپاشی از درون!!

حالا وسط این همه سرگردانی و تشویش، انتخابات ریاست جمهوری برای انتخاب ششمین رئیس‌جمهور می‌خواهد برگزار شود و خب تنها چیزی که از احمدی‌نژاد به ما می‌رسد کار و تلاش و مردم‌داری در شهرداری تهران است، مخصوصاً بعد از دورانی که اختلاس و تفرعن شهرداری را فراگرفته بوده؛ اما او ظاهراً کاندیدای اصلی نیست و کسی همچون قالیباف و بهتر از او لاریجانی، رییس‌جمهور شایسته‌ی جمهوری اسلامی است!

اما نتایج دور اول همه‌چیز را عوض کرد؛ حالا کسی برنده شده بود که بعضی ناخواسته مجبور بودند پشت او مخفی شوند، کسی که تا به حال از سفره‌ی انقلاب سهمی نداشت و بعید می‌آمد بخواهد سهمی داشته باشد.

بعد از این که محمود احمدی‌نژاد در سوم تیر رئیس‌جمهور شد ما تازه داشتیم می‌فهمیدیم اصلاً انقلاب چی بود، مردم کجای کارند، آن استقلال آزادی که می‌گفتند یعنی چی، نه شرقی و نه غربی تازه داشت برایمان معنا می‌شد...

تا همان سال‌های اول خیال می‌کردیم که عده‌ای موج‌سوار طرف مردمند ولی سال‌های بعد معلوم شد نه!! ما آن‌ها را هم درست نشناخته بودیم! ما خیال می‌کردیم فقط بعضی با همند ولی صحنه که آشکار شد، دیدیم که همه با همند!!

حالا در چهلمین سال وقوع انقلاب اسلامی همه چیز عوض شده، حاکمان یا مردم را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببیند و کلاً بی‌خیال ارزش‌های انقلاب شده‌اند!! تریبون‌های یک طرفه، وعده‌های دروغین، بی‌برنامگی، منفعت‌طلبی و حذف قطب مردم، کشور را در وضعیت وخیمی قرار داده، وضعیتی که هنوز هم آن را نمی‌پذیرند و مثل محمدرضای پهلوی فقط شعارهای زیبا می‌دهند: «من از همه شما هم‌وطنان عزیزم می‌خواهم تا به ایران فکر کنید. همه به ایران فکر کنیم. در این لحظات تاریخی بگذارید همه با هم به ایران فکر کنیم. بدانید که در راه انقلاب ملت ایران علیه استعمار، ظلم و فساد من در کنار شما هستم؛ و برای حفظ تمامیت ارضی وحدت ملی، و حفظ شعائر اسلامی و برقراری آزادی‌های اساسی و پیروزی و تحقق خواست‌ها و آرمان‌های ملت ایران همراه شما خواهم بود.»


یکشنبه 3 تیر 1397 | 19:04 | سیاست | ()


اعتصاب غذا

در بحبوحه‌ی برگزاری دادگاه حمید بقایی، او در یکی از مصاحبه‌هایش گفت این حکم ناعادلانه است و من به محض ورود به زندان اعتصاب غذا را آغاز خواهم کرد.

همان موقع خیلی نگران شدم چون می‌دانستم که بهاری‌ها اهل قمپز و بلوف نیستند و کاری را که بگویند انجام می‌دهند!

حالا حدود ۴۶ روز از اعتصاب غذای او گذشته و حدود ۱۰ روزی را در بیمارستان می‌گذراند، قبلاً از دوستی با محکومیت سیاسی، شنیده بودم اعتصاب غذا یک سنت دیرینه در زندان است و زندانیان برای خواسته‌های خودشان که به صورت رسمی ثبت می‌کنند وارد اعتصاب غذای خشک یا تر می‌شوند؛ یا اعتصاب جواب می‌دهد و به خواسته‌شان می‌رسند و یا  اعتصاب را می‌شکنند و عقب‌نشینی می‌کنند.

حمید بقایی اما به‌رغم لاغری شدید، کمبود کلسیم و در نتیجه خم شدن استخوان‌ها و البته تمام مشکلات دیگر، هنوز اعتصاب غذا را ادامه می‌دهد و تنها یک خواسته دارد: برگزاری دادگاه علنی!

من تا به حال حمید بقایی را ندیده‌ام ولی روزی نیست که بگذرد و حال و هوای او را به یاد نیاورم...

*می‌دانم که عده‌ای پیش خودشان یا پای کامنت‌ها می‌گویند این‌ها ارزشش را ندارند و با بقیه فرقی نمی‌کنند؛ با این که مباحث زیادی هست ولی ذکر همین نکته بس که این‌ها وقتی هشت سال در قدرت بودند دویدند و کار کردند و چیزی برای خودشان برنداشتند و حالا این جواب زحماتشان است! که اگر دولت ِ هشت ساله‌ی احمدی‌نژاد نبود نه من، نه نسل من و نه بخشی از مردم، هیچ‌وقت معنای دستاوردهای انقلاب را حس نمی‌کردند!


یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 | 19:40 | سیاست | ()


همچنان احمدی‌نژاد!

دیشب خواب می‌دیدم مرا به جرم حمایت از احمدی‌نژاد دستگیر کرده‌اند، راستش این‌قدر طرفداران او را در سطح کشور یهو گرفته‌اند که همچو منی که هیچ ارتباط تشکیلاتی با این تفکر ندارم هم باید خواب دستگیری‌ام را ببینم!!

ماجرای طرفداری من از احمدی‌نژاد و گفتمان بهار به گواه مطالب وبلاگ، مربوط به خیلی سال پیش است و مخصوصاً در دو سال آخری که فشارها بر او و دولتش از همه طرف زیاد شده بود، کماکان ادامه داشت.

حالا دوستانی توقع برائت من از رئیس‌جمهور سابق را دارند اما زمان به من ثابت کرد که دفاع و حمایتم نه تنها اشتباه نبوده و هیچ‌گاه از مطالب خودم پیشمان نیستم بلکه هنوز هم اعتقاد دارم نزدیک‌ترین تفکر به ارزش‌های انقلاب همان تفکر احمدی‌نژاد است!

وضعیت کشور کاملاً مشخص است، وضعیت اجرای شعارهای انقلاب ۵۷ بعد از چهل سال در سطح کلان و خرد کاملاً ملموس است و از نگاه راست و چپ تنها مقصر این اتفاق احمدی‌نژاد است و بهتر است او خفه شود!

حتماً زمان خیلی چیزها را روشن‌تر می‌کند، همان‌طوری که بعضی اتفاقات دهه‌های گذشته تازه دارد نمایان می‌شود و فقط این روسیاهی است که به زغال  می‌ماند!

ضمناً طبق اصل ۲۳ قانون اساسی، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد!


سه شنبه 15 اسفند 1396 | 16:36 | سیاست | ()


اندر احوالات یک بیانیه!

قبلا هم نوشتم که بیانیه نوشتن عمدتاً کار مزخرفی است و ضمناً ساده‌ترین کار ممکن نیز هست!

ولی خب وقتی پیشنهادی می‌کنی و بهت پیشنهاد می‌کنند که خودت بنویس، آن چیزی را که می‌خواهی می‌نویسی!

البته بیانیه باید خودش حرفی برای گفتن داشته باشد اما یک چیزهایی را توی این بیانیه می‌خواستم بگویم که شاید شرح و بسطش را بشود اینجا داد!

۱/ انقلاب اسلامی در حقیقت یک انقلاب مردمی است و مردم صاحبان واقعی انقلاب هستند؛ این نکته‌ی مهم را در جای جای بیانیه گنجاندم؛ مردم را به پیروزی رساننده‌ی انقلاب و دفاع مقدس و سایر فتنه‌ها دانستم.

۲/ ۹ دی هم یک اتفاق مردمی است و دعوای فتنه‌ی ۸۸ دعوای مردم و کانون‌های قدرت و ثروت بود. دلیل همراهی مردم در ۹ دی به زعم من، اتفاقاً نه تنها دفاع از نظام که دفاع از حق و نظر خودشان بود؛ این مورد را با عبارت همراهی مردم با «جبهه‌ی حق» در بیانیه گنجاندم!

۳/ راه مردم را راه صحیح و درست برشمردم و اصالت فتنه‌گری ۸۸ را عدم تمکین از رأی و خواست مردم دانستم! حتی فتنه‌های آینده را به جای فتنه‌ی عدالتخواهان، کسانی معرفی کردم که مردم را ولی نعمت خود نمی‌دانند و آن‌ها را فراموش کرده‌اند.

۴/ فتنه‌های چهل ساله‌ی انقلاب اسلامی را فتنه‌هایی دانستم که توسط خواص ایجاد شده‌اند! یعنی مردم بازیچه‌ی جناح‌ها و جریانات سیاسی بوده‌اند و صدماتی خورده‌اند.

۵/ در مورد کاسبین و ساکتین فتنه هم چند جمله‌ای در بیانیه هست و عنوان کردم که «اسم فتنه لقلقه زبان چپ و راست شده!» راستش این مورد را بیشتر به خاطر صحبت‌های اخیر محسن هاشمی در بیانیه گنجاندم! در جایی هم ساکتین فتنه را دشمنان ملت قلمداد کردم!

۶/ از مسئولینی که با فتنه همراهی کردند نوشتم و تبریک رئیس مجلس به میرحسین موسوی را با عبارت «با ارسال تبریک و همراهی با سران فتنه، بر هیزم آن افزودند» نکوهیدم!

۷/ عامدانه از واژه‌ی ایران استفاده کردم و آن را پیش از اسلام گذاردم، همچنین در بیانیه از واژه‌ی «نظام» استفاده نکردم!

۸/ در پایان خداوند را پیشتیبان ملت دانستم و راه نجات از وضعیت کنونی و به ثمر رسیدن انقلاب را ظهور امام زمان (عج) عنوان نمودم!


شنبه 9 دی 1396 | 23:19 | سیاست | ()


مرگ انقلاب!

اگر انقلاب ما تنها نام‌ها و عناوین نیست، اگر انقلابیون ما فقط کسانی نیستند که اسم مقام معظم رهبری لقلقه زبانشان باشد، اگر ساده زیستی، استکبارستیزی، استقلال و آزادی، شعار انقلاب اسلامی نیست، انقلاب مرده است!

به راستی در عرصه کلان ما توانستیم کدام هدف انقلاب را محقق کنیم؟ آیا ساختار نظام اجازه عرض اندام به یک نیروی انقلابی دیگر برای پیشبرد اهداف انقلاب را می‌دهد یا ساختارهای خویشاوند سالاری و رابطه مداری که خیال حاج آقا را راحت کرده، قوی‌تر است؟

در عرصه‌های خرد و ارتباط انقلاب با مردم جامعه، کجای کاریم؟! در ادارات چه خبر است؟ در قوه‌ی معظم قضاییه در ارگان‌های وابسته و در کل ساختار اداری ما چه خبر است؟! دردهای مردم به راحتی درمان می‌شود؟ مشکلات مردم بدون پول و پارتی به راحتی رفع می‌شود؟! چه اندازه بیت‌المال برای متولیان مهم است؟!

*در همین زمینه بخوانید: پارادوکس نهضت و نظام دکتر شریعتی
* مهندس مشایی زمانی گفته بود: «اسرائیل مرده و تشییع جنازه آن به تأخیر افتاده است!»


چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 18:15 | سیاست | ()


رئیس جمهور دروغ!

از سال 84 تا 92 رئیس جمهور برایم معنای دیگری داشت، شاید معنای واقعی رئیس جمهور را! سخنرانی‌هایش را گوش می‌دادم، اخبارش را دنبال می‌کردم، از لابلای سخنانش، یاد می‌گرفتم و در یک کلمه از داشتن رئیس جمهور لذت می‌بردم!
اما دو سال است، نه من کاری به رئیس جمهور دارم و نه او کاری به ما دارد! گاهی اجباراً سخنانش را تحمل می‌کنم، بخواهم محترمانه بنویسم: لحن کلامش و حرف‌هایش را نمی‌پسندم؛ جهت گیری‌هایش را دوست ندارم.
و حرف‌های کنایه آمیزش به رهبرم را فراموش نمی‌کنم.
البته با علاقه‌مندانش مشکلی ندارم! همان طوری که دوست ندارم کسی علاقه‌ام به رئیس جمهور سابق را لگدمال کند و مرا متحجر بداند! (لگدمال کند و متحجر بداند هم، خیالی نیست!)
بهانه‌ی نوشتن این متن هم، سفر پنج روزه‌ی نیمه تمام ایشان بود! خوب است که لغو دو سه ملاقات نه چندان مهم را سفر نیمه تمام بدانیم!


سه شنبه 7 مهر 1394 | 18:55 | سیاست | ()


«رئیس کل» یک هفته‌ای!

بعضی خبرها درست دیده نمی‌شوند و این خبری که حدود دو سال پیش در چنین روزهایی منتشر شد به نظرم از همان نوع خبرهاست:

درحالی که صبح امروز وزیر اقتصاد به نقل از رئیس‌کل سابق بانک مرکزی گفته بود که آقای بهمنی اذعان کرده: «در این ۶ سال تنها یک هفته رئیس‌کل بودم»، بهمنی پاسخ داد: بنده گفته‌ام یک هفته «رئیس‌کلی» رفتم سر کار و ۶ سال شبانه‌روز کار کردم.

بهمنی افزود: رئیس‌کل بانک مرکزی در هیچ جای دنیا شبانه‌روزی کار نمی‌کند اما بنده در این چند سال، شبانه‌روزی کار می‌کردم ولی در یک هفته اخیر حجم کاری‌ام به‌شدت کاهش یافته بود و «رئیس‌کلی» به سر کار می‌رفتم. (+)


سه شنبه 17 شهریور 1394 | 19:26 | سیاست | ()


توقف بصیرت پاشی!

در جریان فتنه ۸۸ و با ندای رهبر انقلاب که: «این عمار؟» علاوه بر بعضی خواص، خوعمارپندارها نیز وارد عمل شدند و شروع به واکاوی و شرح جریان فتنه کردند. در این بصیرت‌پراکنی‌ها می‌گفتند که هدف فتنه، احمدی نژاد نبوده و هدف اصلی شکستن ابهت ولایت فقیه است. خودعمارپندارها سخنرانی‌ها در جایگاه ولایت فقیه کردند و سخن‌ها راندند.

با ساخت جریان موهوم انحرافی توسط بعضی بزرگان، این بار خودعمارپندارها شروع به پاشیدن بذر بصیرت کرده و این بار بر توهمات خودشان راندند و دوباره دم از ولایت زندند. این جریان ساختگی را مقابل ولایت فقیه گذاشتند و آن را کوبیدند. روزشمار ولایت‌پذیری ساختند و در دو سال آخر دولت دهم، دست دولت را از برخی امور کوتاه کردند.

حال عمار پندارها و بصیرت‌پراکنان، شکستن ابهت ولایت فقیه را ندیدند! ندیدند که خطوط قرمز رهبری به هیچ انگاشته شد! ندیدند که محدودیت‌های طولانی مدت پذیرفته شد، ندیدند لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران منوط شد، ندیدند که هر اقدامی به گزارش آژانس وابسته شده و...

آن‌ها دیگر مشغول بصیرت پاشی در جامعه نیستند! و می‌گویند اگر خطوط قرمز رعایت نمی‌شد، رهبری لحظه‌ای تحمل نمی‌کرد!

خودعمارپندارهای بصیرت‌پراکن دوست داشتنی نیستند!


سه شنبه 13 مرداد 1394 | 23:00 | سیاست | ()


هسته‌ای را دادند...

شما رفتید ایتالیا تحویلتان گرفتند نوش جانت! از نظر من دنیا تنها چند کشور اروپایی و امریکا نیست.
جناب آقای کروبی! برگردید به مواضع امام! این همه انحراف از مواضع امام از شما بعید است.
من مورد مشخص به شما می‌گویم اصلاً بنده ان‌شاءالله اگر دور بعد مردم به من رأی دادند هرگز از سیاست خارجی جنابعالی و آقای خاتمی پیروی نخواهم کرد!
اینجا به صراحت بگویم، چون به ضرر کشور می‌دانم! هسته‌ای را دادند، محور شرارت هم شدند، تعهد هم دادند الآن همه چیز برگشته است.
امروز در دیپلماسی، دیپلماسی عمومی حرف اول را می‌زند خواهش می‌کنم بروید مطالعه کنید، به دوستانتان هم که اطلاعات را تهیه می‌کنند این‌ها را تذکر بدهید.
دیپلماسی عمومی یعنی باید افکار عمومی را بگیرید. ۴ سال قبل آقای بوش می‌گفت ما باید ایران را براندازیم الآن آقای اوباما می‌گوید ما بدون ایران نمی‌توانیم هیچ کاری را بکنیم همراهی ایران را می‌خواهند.
چطور شما انکار می‌کنید پیروزی ملت را؟ امروز جایگاه ایران در دنیا بالا رفته، می‌گویید ایتالیا ناراحت است خوب باشد مگر ایتالیا ملاک ماست؟!
آقای بوش هم همین حرف‌های شما را می‌زند و می‌گفت ایران چرا مقاومت می‌کند؟ چرا هسته‌ای می‌خواهید؟ بروید به کارهای دیگرتان برسید، هسته‌ای به ضرر شماست× چرا مقاومت می‌کنید و علیه رژیم صهیونیستی حرف می‌زنید؟ شما هم دارید همان حرف را می‌زنید. شما هم دارید می‌گویید رابطه با همه جا به هم خورده است! با کجا به هم خورده است؟ فراموش کردید در دولت‌های قبلی چه اتفاقاتی می‌افتاد؟
الآن مواضع سیاست خارجی ما هم مورد تأیید ملت است هم مورد تأیید مجلس هم مورد تأیید رهبری است بقیه چه‌کاره هستند؟

*مناظره تلوزیونی محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸


پنجشنبه 1 مرداد 1394 | 01:06 | سیاست | ()


خزان انقلاب

سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هم با راهپیمایی ۲۲ بهمن به اتمام رسید. من انقلاب را ندیدم، برداشتم از انقلاب مطالعات جسته و گریخته، سخنرانی‌های امام و آقا است؛ اما زندگی در جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌ام، با بعضی ارگان‌های نظام آشنا هستم. دهه‌ی فجر امسال موضوعاتی ذهن مرا درگیر خودش کرده که جایی جز این جا برای انتشارش وجود ندارد! نکته این که من مثل عوام تفاوت بین نظام و ارکان و سازمان‌های دولتی قضایی را متوجه نیستم!

بافت جمعیتی طرفداران انقلاب

آیا ترکیب جمعیتی طرفداران انقلاب از پابرهنگان به مرفهان و نیمه مرفهان تغییر یافته است؟ انقلاب اسلامی همان طور که امام هم بارها بر آن تأکید داشت انقلاب محرومان و مستضعفان بود، حال بعد از سی و شش سال جمعیت طرفداران انقلاب تشکیل شده از کدام دهک‌های جامعه است؟ آیا کاهش طرفداری پابرهنگان از انقلاب محسوس است؟ آیا شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن بیش از آن که قشر محروم جامعه باشند، افراد وابسته‌ی به نظام و کسانی نیستند که دستشان به دهانشان می‌رسد؟ آیا انقلاب با طرفداران اصیل خود، کاری ندارد؟ آیا طرفداران سنتی انقلاب به خاطر جانبداری از انقلاب به نان و نوایی رسیده‌اند؟ آیا آن‌هایی که شکمشان سیرتر است بیشتر در راهپیمایی شرکت می‌کنند؟ در محلات فقیر نشین شهر و کشور در روز ۲۲ بهمن چه خبر است؟ یا شاید انقلاب باعث افزایش سطح عمومی رفاه مردم شده است؟!

پایبندی کارگزاران به ارزش‌های انقلاب
مسئولین و کارگزاران جمهوری اسلامی در هر سطحی به ارزش‌های انقلاب از لحاظ فکری و عملی پایبند هستند؟ انقلاب اسلامی با شعارهایی روی کار آمد، ارزش‌هایی همچون عدالت، مبارزه با فساد و تبعیض، برپایی قوانین مترقی اسلام. حال و بعد از ۳۶ سال، مردم ولی نعمتان این نظام هستند؟ وقتی شما به اداره‌ای مراجعه می‌کنید، چه برخوردی با شما می‌شود؟ در سازمان‌های وابسته به نظام اعمم از دولتی یا قضایی، بدون داشتن آشنا، کار شما چگونه انجام می‌شود؟ چرا با افرادی که به جایی یا کسی وصل نیستند این قدر در ادارات غریبانه برخورد می‌شود؟ عملکرد بانک‌ها در برخورد با مردم چگونه است؟ چه تعداد مدیر در جامعه به «ولی نعمت بودن مردم» در عمل پایبند هستند؟ در کدام ادارات قوانین اسلامی پیاده سازی شده است؟

تفاوت با حکومت دموکراتیک
به استثنای ولایت فقیه، حکومت جمهوری اسلامی «در عمل» چه تفاوت عمده‌ای با سایر حکومت‌های دموکراتیک دارد؟ یکی از بارزترین ویژگی‌های جمهوری اسلامی و احتمالاً تنها دلیل پایداری آن، ولایت فقیه است، اگر ولایت فقیه را حذف کنیم، جمهوری اسلامی چه تفاوت عمده‌ای با سایر حکومت‌های دموکراتیک دارد؟ چه فرق اساسی یا چه ویژگی مثبتی وجود دارد؟ آیا یدک کشیدن نام اسلامی کافی است؟ آیا تلاشی جهت بهبود وضعیت حکومت داری توسط حاکمیت در حال انجام است؟

آینده‌ی انقلاب
آیا سرنوشت انقلاب، همچون اسلام، انحراف و استحاله خواهد بود؟ رهبر معظم انقلاب در سخنرانی عبرت‌های عاشورا و در سخنرانی دانشگاه علم و صنعت، نسبت به تغییر ماهیت جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند. متن سخنرانی ایشان نیاز به توضیح دیگری ندارد. آیا باید منتظر بروز چنین اتفاقی باشیم؟ یا این اتفاق به صورت خزنده‌ای در حال افتادن است؟ یا حتی افتاده است؟! ما چه وظیفه‌ای داریم؟ در روزی که این خطر به صورت واضحی معلوم شود، چه باید کرد؟!

و همچنین بخوانید:
جمهوری اسلامی تقلبی
چرا انقلاب شد؟


پنجشنبه 23 بهمن 1393 | 06:56 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات